تبليغاتX
قصر آرامش

قصر آرامش

مي توانيم همسرمان را آن گونه كه هست ببينيم به اندازه خودمان برايش ارزش قايل باشيم و بدون انتظار برايش مايه بگذاريم. متعهد بشويم تا براي او رفاه كامل ايجاد كنيم. پس اين است كه عشق مي تواند بي هيچ تلاش آشكاري، ميان ما آزادانه به حركت دربيايد. چنين عشقي، عشق بدون قيد و شرط بين بهترين دوستان است.

مي توانيم عاري از نفس پرستي به همديگر عشق بورزيم و رهايي انرژي را تجربه كنيم. به خاطر جزييات رابطه مان را به خطر نيندازيم و در چارچوب ساختگي با هم رفتار نكنيم. بلكه به هم عشق بورزيم و احترام بگذاريم و نسبت به هم عشق غيرارادي داشته باشيم.

اولين جزء براي داشتن رابطه عميق و عاشقانه پايدار و عشق بدون قيد و شرط دوستي ميان دو نفر است. پس مي توانيم با عميق ترين زمزمه هاي روحمان به او اعتماد داشته باشيم. بهترين وبدترين مسايل را درباره هم بدانيم و همچنان همديگر را دوست داشته باشيم. درست مانند يك دوست و يك عاشق.

مي توانيم براي داشتن رابطه دلخواه و درك متقابل، رشته هاي ارتباطي مان را محكم تر كنيم. سپس با كسب مهارت در بيان خواسته هايمان بكوشيم. وقتي نمي توانيم وجودمان را براي كسي كه دوستش داريم ابراز كنيم. دريچه هاي روحمان را نسبت به او بسته ايم. در نتيجه دچار مشكلات عاطفي مي شويم. پس مي توانيم در پشت ظاهرمان پنهان نشويم.

مي توانيم سعي كنيم تا آنچه همسرمان را خشنود مي كند به او بگوييم تا او به حدس و گمان روي نياورد. به جاي بيان خواسته هايمان، ترجيحاتمان را به او بگوييم. اگر نتوانيم درونيات مان را آشكار كنيم، نمي توانيم خودمان را نيز بشناسيم. با ابراز وجود مي توانيم چيزهايي را ببينيم. احساس وتصور كنيم و به اميد آن چيزهايي باشيم كه نمي توانستيم به وجودش بينديشيم. با ابراز احساسات اعتبار بيشتري كسب مي كنيم. اما آسيب پذيرتر و حساس تر مي شويم. در عوض وقتي به همسرمان اجازه بدهيم تا ما را كاملاً بشناسد، ترس كمتري خواهيم داشت تا ما را در آينده ترك كند. وقتي او ما را قبول دارد و بدون قيد و شرط عشق مي ورزد، نبايد در رابطه مان پنهانكاري كنيم.

مي توانيم براي داشتن آرامش دروني، به افكار، گفته ها و اعمالمان عشق بورزيم. به عشق بينديشيم. از عشق حرف بزنيم و در همه اعمالمان عشق بي قيد و شرط مان را به همسرمان نشان بدهيم. براي آنكه او نسبت به ما وضوح داشته باشد، مي توانيم عميق ترين احساساتمان را به او نشان بدهيم پس بدون مكالمه، نمي تواند صميميتي وجودداشته باشد. تنها راهي كه مي توانيم با همسرمان رابطه داشته باشيم، گفتن حقيقت است. رابطه حقيقي، عشاق رابه حركت وامي دارد و بين آنها اتحاد، عشق و رضايت ايجاد مي كند.

مي توانيم براي هرچه صميمي تر بودن، احساسات مثبت و منفي را به يك ميزان باهم در ميان بگذاريم. نگفتن حقيقت به نوعي دروغگويي است. انرژي كه براي صداقت به كار مي بريم. بسيار كمتر از انرژي است كه صرف نگفتن و پنهانكاري مي شود. پس بهتر است خود را وقف حقايق و زندگي آزادانه كنيم و با كسب شجاعت براي چنين زندگي، از ترس نيز رها بشويم. وقتي بصيرت برتر از احساس ترس شمرده بشود، ترس وجود نخواهد داشت.

مي توانيم بدون قضاوت درباره گفته هاي همسرمان، به حرف هايش گوش بسپاريم و دلمان را هميشه براي حرفهايش بگشاييم.

مي توانيم براي داشتن رابطه اي خوب، طرف ديگر رابطه مان را نگهبان تنهايي مان قرار بدهيم.

وقتي بدانيم بين صميمي ترين افراد نيز فاصله نامحدودي وجود دارد، مي توانيم در كنار هم زندگي عالي داشته باشيم. اگر اين فاصله را بپذيريم، همديگر را كاملتر مي بينيم.

مي گويند مي توان آنقدر به هم نزديك بود تا از كمبود هوا شكايت كرد. اما بهتر است اجازه ندهيم در رابطه عاشقانه مان چنين مساله اي پيش بيايد. مي توانيم هنگام نياز همسرمان به او آزادي بدهيم. بگذاريم رها باشد و وقتي نياز به مراقبت داشته باشد از او كاملاً مراقبت كنيم. مي توانيم متعهد بشويم تا هنگام نياز، در رابطه مان فضاي باز ايجاد كنيم. مي توانيم صميميت و تنهايي را دوست داشته باشيم تا گره اي در كارهايمان ايجاد نشود.

در دل عشق راز ساده اي وجود دارد؛ عشق به معشوق اجازه رهايي مي دهد. پس مي توانيم به تركيبي از استقلال و باهم بودن برسيم و در موقع نياز، در اين باره آزادانه باهم حرف بزنيم. عشاق

مي دانند كه اگر هريك فرد كاملي باشند، عشق آنها نسبت به همديگر كم نمي شود و آن را تهديد نمي كند. آنها در رابطه شان احساس امنيت مي كنند. احساس ناامني حسادت ايجاد مي كند كه درواقع تقاضايي است براي دريافت مهر و محبت بيشتر. البته خواستن عشق و محبت بيشتر حق هركس است. بخصوص وقتي كه احساس شك و ترديد در ميان باشد. اما نشان دادن غيرمستقيم حسادت بي ثمر است. احساس مالكيت بيش از حد نسبت به همسر صلاح نيست. با حسادت مي توان مطمئن بود كه حتماً آن كس را كه نمي خواهيم از دست بدهيم، از دست خواهيم داد. هر قدر احساس مالكيت بيشتر باشد. يعني عشق بيشتري مي طلبيم. اما در عوض عشق كمتري دريافت مي كنيم. اگر آزادي بيشتري بدهيم و كم توقع تر باشيم، عشق بيشتري دريافت مي كنيم. مي توانيم با ديدن آزادي و سرزندگي همسرمان لذت فراواني كسب كنيم.مي توانيم همديگر را تشويق كنيم تا دوستان بيشتري بيابيم و افقهايمان را هرچه گسترده تر كنيم. از تجليل زندگي باهم و با دوستانمان لذت بيشتري مي بريم.

مي توانيم با نداشتن توقع از همسرمان كه فقط به ما اهميت بدهد، اميدوارتر بشويم. عشق واقعي مي تواند فوق العاده باشد. تنها يك نفر نمي تواند تمام نيازهاي ديگري را برآورده كند. همسرمان مي تواند بهترين دوستمان باشد. اما او نمي تواند تنها دوستمان باشد. پس مي توانيم از او انتظار داشته باشيم تا علايق ديگري نيز داشته باشد. داشتن آزادي براي به دست آوردن دوست ها و سرگرمي هاي جديد، رابطه مان را هرچه محكم تر مي كند. در آزادي هيچ محدوديتي وجود ندارد و براي رابطه ها زيان آور نيست. بلكه مي تواند براي لذت بردن از زندگي فرصت هاي هيجان انگيز و كشف نشده اي به ارمغان بياورد.

مي توانيم با ديدن شادي همسرمان از فعاليت هايي كه در آنها برتري دارد، خوشحال بشويم و از وجودش لذت بيشتري ببريم. به افراد شاد، راحت تر مي توان عشق ورزيد.

مي توانيم حضور اعتماد را در رابطه مان پايدار كنيم. يعني به همديگر اعتماد داشته باشيم. نسبت به يكديگر متعهد، وفادار و از خود گذشته باشيم. اين خصلت ها به ما اجازه مي دهد تا براي آزادي جنس مخالفمان اهميت قايل باشيم و وقتي كنار هم مي نشينيم و وقايع روز را براي هم تعريف مي كنيم از دوستي باهم لذت ببريم.

هرچه قوي تر بوده و احساس امنيت بيشتري داشته باشيم، بيشتر مايل خواهيم بود تا خودمان باشيم و همسرمان را هم تشويق كنيم تا خودش باشد.

عشق بدون قيد و شرط نه تنها به فرديت هركس احترام مي گذارد بلكه آن را پرورش مي دهد، حتي اگر جدايي يا از دست دادن همديگر را به همراه داشته باشد.

مي توانيم هدف مان را رشد معنوي همسرمان قرار بدهيم كه فقط با صعود خودش به اوج مي رسد.

مي توانيم فرد باقي بمانيم و قسمتي از يك جفت به حساب بياييم. عشق بدون قيد و شرط، پيوند خاصي است، اما نمي تواند براي همه يا بسياري از مشكلات فردي جواب قانع كننده اي باشد. بايد به اين باور رسيد كه هيچ كس نمي تواند به غير از من، مرا شاد كند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت 12:26 PM  توسط M . Aramian  | 

خاطرات

 باز در چهره خاموش خیال
 
خنده زد چشم گناه آموزت
 
باز من ماندم و در غربت دل
 
حسرت بوسه هستی سوزت
 
باز من ماندم و یک مشت هوس
 
باز من ماندم و یک مشت امید
 
یاد آن پرتو سوزنده عشق
 
که ز چشمت به دل من تابید
 
باز در خلوت من دست خیال
 
صورت شاد ترا نقش نمود
 
بر لبانت هوس مستی ریخت
 
در نگاهت عطش طوفان بود
 
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
 
دل من با دلت افسانه عشق
 
چشم من دید در آن چشم سیاه
 
نگهی تشنه و دیوانه عشق
 
یاد آن بوسه که هنگام وداع
 
بر لبم شعله حسرت افروخت
 
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
 
که سراپای وجودم را سوخت
 
رفتی و در دل من ماند به جای
 
عشقی آلوده به نومیدی و درد
 
نگهی گمشده در پرده اشک
 
حسرتی یخ زده در خنده سرد
 
آه اگر باز بسویم ایی
 
دیگر از کف ندهم آسانت
 
ترسم این شعله سوزنده عشق
 
آخر آتش فکند بر جانت

 ) فروغ فرخزاد )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 1:19 PM  توسط M . Aramian  | 

تنظيمات بهتر براي ويندوز XP

صفحه كليد:
اغلب استفاده از كليدهاي كاربردي صفحة كليد به جاي ماوس، از لحاظ رسيدن سريعتر به هدف، عقلاني تر و منطقي تر به نظر هستند:
- كليد ويندوز = براي نمايش و بازكردن منوي استارت
- كليد ويندوز + D = تمام پنجره ها را minimize و درصورت فشار دادن مجدد maximize مي كند.
- كليد ويندوز + E = باز كردن Windows Explorer
- كليد ويندوز + F = نمايش و بازكردن صفحة Search
- كليد ويندوز +STRG+F = جستجو براي نمايش كامپيوتر
- كليد ويندوز +F1 = نمايش Help center و Support center
- كليد ويندوز + R = Run
- كليد ويندوز + Pause = مشخصات سيستم
- كليد ويندوز + L = پارك سيستم
- كليد ويندوز + U = بازكردن Utility Manager
- كليد ويندوز + Q = تعويض كاربر
ظرفيت هارد ديسك
ويندوز XP پس از نصب استاندارد، فضايي بيش از 5/1 گيگا بايت از هارد را اشغال مي كند. شما با چند تغيير مي توانيد چند صد مگا بايت را به راحتي از ظرفيت درايو آزاد كنيد.
براي اين كار بايد حالت Standby را غير فعال كنيد. اين عملكرد در ويندوز XP ، فايل hiberfil.sys در فهرست اصلي را در پارتيشن سيستم قرار مي دهد. اين موضوع باعث مي شود كه پس از نصب سيستم، حجمي معادل چند صد مگا بايت از ظرفيت هارد اشغال شود. اگر به عملكرد Standby احتياجي نداريد، آن را با دستور زير، غير فعال كنيد:
Start>Settings>Control Panel>Power Options>System Standby
و بعد تيك جلوي “ Standby activate” را برداريد.
Refresh سيستم:
Refresh سيستم در ويندوز XP ، در طي زمان احتياج به يك فضاي قابل توجه در حافظة هارد دارد. اين عملكرد توسط فرمان زير انجام مي پذيرد:
Start>Settings>Control Panel>System>System re-Stablishment
همة درايوها را توسط قراردادن تيك جلوي آنها غير فعال كنيد. توجه داشته باشيد كه اين تنظيم فقط بايد توسط كاربرهاي متبحر انجام شود. به عنوان مثال، هنگام نصب اشتباه يك برنامه يا يك درايو، به راحتي امكان دوباره سازي وضعيت قبلي وجود ندارد.
پاك سازي و مرتب سازي هارد از فايلهاي زائد
با استفاده از ابزار پاك سازي اطلاعات، مي توانيد فايل هاي زائد و اضافي را پاك كنيد. درايوي را كه مي خواهيد مرتب سازي كنيد، انتخاب و گزينه هاي مورد نظر را فعال كنيد. اين ابزار را تحت آدرس زير مي توانيد پيدا كنيد:
Start>Programs>Accessories>Tools>Disk Clean Up
در كنار مرتب سازي هارد، مي توانيد كارهاي ديگري را نيز براي سيستم عامل خود انجام دهيد.
نمايش گروهي
براي اينكه بتوان همة فايلهاي موجود را به صورت يك فهرست در Windows Explorer نمايان ساخت، به ترتيب زير عمل كنيد:
از طريق منوي View وارد قسمت Arrange Symbol شويد و
Arrange by Type را فعال كنيد.
WinZip
از زمان پيدايش ويندوز Me اين امكان وجود دارد كه بدون هيچ ابزار اضافي مثل WinZip بتوان آرشيوهاي فشرده سازي شده را باز كرد. ويندوز XP اين آرشيو را به عنوان يك پوشه نشان مي دهد كه ايجاد يا پيوست فايل ها يا از طريق كليد راست ماوس انجام مي شود (Send to) يا همانند يك پوشة نرمال كامل روي آن دو بار كليك كنيد. با اين حال، اين سيستم يك ايراد مهم دارد:
در كامپيوترهاي با سرعت پايين، عمل Zip به عنوان ترمزي براي سرعت سيستم به حساب مي آيد. اگر شما با يك PC با سرعت پايين كار مي كنيد، توصيه مي شود كه اين عملكرد را غير فعال كنيد، از طريق Start>Run خط فرمان را باز كنيد و در سطر فرمان دستور regsvr32 /U zipfldr.dll را تايپ كنيد. پس از تاييد توسط كليد OK پيغامي ظاهر مي شود كه عمل غير فعال كردن با موفقيت انجام پذيرفته است و بعد شما آنرا با OK مي بنديد. براي فعال كردن دوباره اين عملكرد، در همان مسير قيد شده در سطر فرمان دستور regsvr32 zipfldr.dll را وارد كنيد. بعد همه چيز دوباره به حالت
اوليه خود بر مي گردد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 12:30 PM  توسط M . Aramian  | 

نحوه تشخیص امکان دیده شدن در اتاق های پرو

بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!

اما چطور؟
 
پخش عکس و فیلم های خصوصی

این روزها مساله امنیت و پخش عکس و فیلم های خصوصی داغ هست پس زمان خوبی هست که این مطلب را بخوانید:

بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!

اما چطور؟

قبل از هرکاری از تست انگشت اسفاده کنید:

انگشت خود را روی آینه قرار داده. اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد این آینه واقعی است. اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فردی دارد شما را مشاهده می کند.

دلیل :

چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است.

از همه شما دوست های خوبم خواهش میکنم این موضوع را برای دوستان خود مطرح کنید و از پاپشیده شدن آبروی فرد و خانواده ای جلوگیری کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 12:15 PM  توسط M . Aramian  | 

 

تقديم تنها عشقم

 

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش

شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش

من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم

نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

 

نام آلبـــوم : طلوع      

نام خواننده: معين      

 لينک دانلود مستقيم ( Wma با کيفيت 64kb )

                 

 

 

۱. ملاقات

۲. خوش بيني

۳. جدايي

۴. اي عشق

۵. وقتي تو با من نيستي

۶. به تو گفتم نگفتم

۷. تو مگه قلب مني

۸. طلوع

۹. بت پرست

۱۰. شراب

۱۱. اي دريغ

      

 

        

 

              


متن ترانه جدایی
 
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردمو نوشتم نازینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خندهای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود





         

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 11:38 AM  توسط M . Aramian  | 

نام آلبـــوم : عصر اون روز      

نام خواننده: فرزاد فرومند      

 لينک دانلود مستقيم ( wma با کيفيت 64kb )

    

       

دروغ محض

چشمهای سیاه

خوابهای طلایی

عصر اون روز

نمی دونم

یاد تو

خیلی چیزا ، خیلی روزا

بگو که دوستم داری








+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 1:19 PM  توسط M . Aramian  | 

خداوندا!مرا کمک کن که يادم باشد.....


 

يادم باشد پيوسته دوست بدارم...عشق بورزم...عاشق بمانم.


 

يادم باشد نيک بگويم...نيک بشنوم...نيک بنگرم.


 

چه حادثه ايست مردن پروانه ي عاشق در شعله هاي معشوق ...که زندگي ابدي را تا


 

بينهايت نصيب خود مي سازد...


 

يادم باشد که تا ابد پروانه باشم.


 

چه انسان هايي که جاودانه گشتند و هرگز نخواهند مرد... چون همواره بهترين بودند.


 

يادم باشد که همواره بهترين باشم.


 

و يادم باشد...


 

                                               هر کجا هستم باشم ... آسمان مال من است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 1:12 PM  توسط M . Aramian  | 

www.hamtaraneh.com

عشــق عشــــق عشـــــــق


نمی دانم كه این عشق چگونه بر كویر خشك قلبم بارید كه دل بی خبرم عاشق شد

و به عشقش می بالد . . .

نمی دانم می داند كه با دیدنش می رود از تن و جانم خستگی . . .

نمی دانم تا كی عاشق می ماند . . .

نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هیچم ،  . . .

نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم . . .

نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را . . .

نمی دانم می داند كه هیچگاه عشق واقعی نمی میرد . . .

نمی دانم می داند دوست ندارم در رویای كسی دیگر باشم . . . . !
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت 2:16 PM  توسط M . Aramian  | 

 به حال از داستان خواستگاری پسر نوح و دختر هابيل چيزی شنيده بودين؟
پس بخونيد و دربارش خوب فکر کنيد
 
<<خدايم لابه لای طوفان بود>>
 
TinyPic image
 

 

پسر نوح به خواستگاری دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش کرد و گفت: نه، هرگز؛همسری ام را سزاوار نيستی؛تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.تو همانی که بر کشتی سوار نشدی. خدا را ناديده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی،به پيمان و پيامش نيز
غرورت غرقت کرد. ديدی که نه شنا به کارت آمد نه بلندی کوهها؟
پسر نوح گفت: اما آن که غرق می شود خدا راخالصانه تر صدا می زند،تا ان که بر کشتی سوار است. من خدايم را لا به لای طوفان يافتم، در دل مرگ و سهمگينی سيل
دختر هابيل گفت: ايمان، پيش از واقعه به کار می آيد. در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی،هر کفری بدل به ايمان می شود. آن چه تو به آن رسيدی ، ايمان به اختيار نبود، پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست
پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند امنند و خدايی کجدارومريض دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود. من آن غريقم که به چنان خدای مهيبی رسيدم که با چشمان بسته نيز می بينمش و با دستان بسته نيز لمسش می کنم. خدای من چنان خطير است که هيچ طوفانی آن را از کفم نمی برد
دختر هابيل کفت: باری تو سرکشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد
پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت: شايد آن که جسارت عصيان دارد،شجاعت توبه نيز داشته باشد. شايد آن خدا که مجال سرکشی داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد
دختر هابيل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه کفت: شايد. شايد پرهيزکاری من به ترس و ترديد اغشته باشد.اما نام عصيان تو  دليری نبود. دنيا کوتاه است وآدمی کوتاهتر. مجال ازمون و خطا اين همه نيست
پسر نوح گفت: به اين درخت نگاه کن. به شاخه هايش.پيش از انکه دستهلی درخت به نور برسند، پاهايش تاريکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسيدن به نور بايد از تاريکی عبور کرد. گاهی برای رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت
من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه خوبی نيست. راه تو زيباتر است، راه تو
مطمئن تر، دختر هابيل
پسر نوح اين را گفت و رفت. دختر هابيل تا دور دستها تماشايش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گويد: آیا همسريش را سزاوار بودم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 9:30 AM  توسط M . Aramian  | 

اي که مي پرسي نشــان عــشـق چيــست؟     
عـــشق چيزي جــز ظــــهور مـهر نيست!
عـــشق يـــعني مهــر بـي چــــون و چـرا    
عـــشق يـــعني کــــوشــش بـــي ادعــا
عـــشق يـــعني مهــر  بـي امـــا ، اگــــر   
عـــشق يـــعني رفـــتـنِ بــا پـــاي ســر
عـــشق يـــعني دل تـپـيدن بـهـر دوسـت   
عـــشق يـــعني جـــان مـن قربــان اوست
عـــشق يـــعني خـــواندن از چشمـــان او    
حـــرف هـــاي دل ، بــــدون گـفــتــگـو
عـــشق يـــعني عــــاشق بـــي زحــمـتي   
عـــشق يـــعني بـــوســه ي بـي شهــوتي
عـــشق، يـــــارِ مــهــــربــــان زنـدگي    
بــــادبـــــان و نــردبــــان زنــــدگــي
عـــشق يـــعني دشــت گلکـــاري شـــده    
در کـــــويـــري چشمه اي جـــاري شـده
يـــک شقايــق در ميـــــان دشتِ خــــار    
بـــاور امــکان بــــا يـک گــــل بهــــار
در خــــــزاني بـــرگــريز و زرد و سخـت    
عـــشق، تــــابِ آخـــرين بـرگ درخــت
عـــشــق يــــعني روح را  آراســـتـــــن    
بـــي شـمـــار افــتــادن و بــرخــاسـتـن
عـــشق يــعني زشــتي زيــبــــا شــــده   
عـــشق يـــعني گـــنگي گـــويــا شـــده
عـــشق يـــعني مهـــربـــاني در عـــمـل     
خــلــق کــيـفـيــت بـــه کـنـدوي عسل
عـــشق يـــعني گُـل بـه جــاي خـار بـاش      
پـــــل بــــه  جـاي ايـن هـمه ديـوار باش
عـــشق يـــعني يـــک نــگـاه آشــنـــــا     
ديــــدن  افــتـــادگــان زيــــر پـــــــا
زيــــر لــب بــــا خــــود تــرنـم داشتن     
بــــر لــب غـمگــين تــبــســم کـاشـتن
عـــشق ، آزادي ، رهــــــــايي ، ايـــمـني             
عـــشق ، زيـبــايـــي ، زلا لـــي ، روشــني
عـــشق يـــعـني تُـنـگ بـي مـــاهـي شده       
عـــشق يـــعني  مــــاهــي راهـي شـــده
عـــشق يـــعني آهـــــــويــي آرام و رام        
عـــشق صـــيـــادي بـدون  تــيـــر و دام
هــــر کجــا عشــق آيـــد و ساکــن شود
هـــر چـــه نــا ممکن بــود  ممکن شـــود
در جــــهان هــر کـارِ خوب و ماندني است
رد پــــاي عـــشق در او ديــدنــي اســت
شعــــرهــــاي خـــوبِ ديــوان جهــــان     
شرح عـــشق است و  ســرود عــــاشقــان
((سالــک))  آري ، عشق رمزي در دل  است
شرح و وصف عشق، کاري مشـــکل اســـت
عشـــق يعنــــي شـور هسـتي در کــــلام
عـــشق يــعني شــعــر ، مستي ، والســلام

شاعر : نامعلوم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 10:5 AM  توسط M . Aramian  | 

اینم دستوراتی که میتونید تو run کامپیوترتون استفاده کنید
 

REGEDIT
با تايپ این دستور رجيستری ويندوز باز ميشه وبا استفاده از ا
ون متونيد قسمت های مختلف ويندوز رو به سليقه خودتون تغيير بديد .در رجيستری چيزی رو که نميدونيد حذف يا تغيير نديد!!!

CMD
با تايپ اين دستور محيط سيستم عامل داس روبروی شما ظاهر می شه و می تونيد فرمان های خود ر
و برای اين سيستم عامل تايپ كنيد.

PERFMON
با تايپ اين دستور برنامه سيستم مانيتور اجرا می شه و در
اون جزيياتی در مورد فضای اشغال شده از رم و يا مقدار بازدهی سی پی یو و همچنين مقدار اطلاعات خوانده شده از هارد رو برای شما به صورت نمودار نشون ميده.

SYSEDIT
با تايپ اين دستور ويرایشگر فايل های سيستمی اجرا می شه و می تونيد
اونا رو ويرايش كنيد .در صورت تغييرات اشتباه ممکنه سيستم شما بالا نياد .

FIREWALL
با تايپ اين دستور می تونيد ديواره آتش ويندوز خود ر
و فعال ويا غير فعال کنيد . فعال بودن ديواره آتش برای امنيت در شبکه و جلوگيری از ورود هکرها به سيتم شما بسيار موثره.

Drwtsn32
با تايپ اين دستور برنامه دکتر واتسون اجرا می شه اين برنامه در گزارش و همچنين عيب يابی مشکلات نرم افزاری بسيار مفيد
ه .

NTBACKUP
با تايپ اين دستور برنامه گرفتن نسخه پشتيبان بر روی سيستم شما اجرا شده و می تونيد از سيستم خود نسخه پشتيبان تهيه كنيد .


DEVKMGMT

با تايپ اين دستور ميتونيد سخت افزار های نصب شده بر روی سيستم خود رو بازبينی كنيد و يا اونا رو حذف و يا نصب كنيد .

DISKMGMT
با تايپ اين دستور برنامه مديريت ديسک شما اجرا شده و می تونيد با استفاده از آن ديسک سخت خود رو مديريت كنيد ويا هر يک از پارتيشن ها رو حذف كنيد .

EDUCEDIT
با تايپ اين دستور می تونيد يک کاراکتر بسازيد و يا يک کاراکتر رو ويرايش كنيد.

ُ Services
با تايپ اين دستور می تونيد يکی از سرويس های ويندوز رو لغو كنيد يا يه سرويس جديد به اون اضافه كنيد .

MSCONFIG
با تايپ اين دستور ميتونيد نرم افزارهايی رو که هنگام بالا آمدن سيستم بر روی قسمت سيستم ترايي ويندوز قرار می گيرند غير فعال کنيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 10:3 AM  توسط M . Aramian  | 

شعري براي تو

 

صداي‌گمشده


بي‌شك‌ چنين ‌كه‌ خواب ‌زچشمم ‌پريده ‌است‌
پروانه‌اي‌ دوباه‌ مرا خواب ‌ديده‌ است‌

شايد دوباره ‌شيطنت‌ بره‌اي ‌سفيد
بر روي ‌خواب ‌تند علف‌ها دويده‌ است‌
اي‌ خاطرات‌ خانه‌ به ‌دوش‌ از شما كسي‌
آيا صداي ‌گمشده‌ام‌ را نديده ‌است‌

آيا كسي ‌از آن‌همه ‌گل ‌بوسه‌هاي ‌مهر
يك‌ غنچه ‌از براي ‌لبانم‌ نچيده‌ است‌

مادر بيا دوباره ‌به‌ گهواره‌ام‌ ببر
آنجا كه‌ شوق ‌كودكي‌ام‌آرميده‌ است‌

مادر بيا دوباره ‌به‌گهواره‌ام‌ ببر
آنجا كه ‌لاي‌لاي‌ تو شور آفريده‌ است‌

آنجا در آن‌بهشت‌ كه‌ روزي‌ هزار بار
خورشيد چشم‌هاي‌ تو بر من ‌دميده‌است‌

مادر ببين‌ كه ‌شعلة‌ آن ‌خاطرات ‌سبز
شعر مرا دوباره‌ به‌ آتش‌ كشيده‌ است‌

آن‌عقرب ‌سياه ‌كه ‌عين‌هراس ‌بود
چندي‌ است ‌زير جامه‌ي ‌خوابم ‌خزيده‌ است‌
يك‌ عنكبوت‌ كبودي ‌به ‌رنگ ‌مرگ‌
روي ‌تمام ‌آينه‌ها خط‌ كشيده‌ است‌

گوساله‌اي ‌حريص ‌از آن‌سال‌هاي ‌دور
روزي‌ دو برگ‌ازعاطفه‌ام‌ را جويده ‌است‌

مادر تو را به ‌جان‌ خودت‌ چاره‌اي‌ بجو
دفترچه‌ام ‌به ‌صفحه‌ي ‌پايان ‌رسيده‌ است‌

مادر بر اشك‌اشك‌ غزل‌...، آه‌، نه‌، نشد
بر حرف‌ حرف‌اين‌غزل‌اشكي‌ چكيده ‌است‌

راهي ‌نمي‌برد به‌دلم ‌شعر مدتي‌ است‌
رنگ ‌از رخ‌ تمام‌ قلم‌ها پريده ‌است‌

شعر زبان ‌بريده ‌در اين ‌واژه‌هاي ‌گنگ‌
همرنگ ‌وحشت ‌رمه‌هاي ‌رميده ‌است‌

مادر بيا دوباره ‌به‌ گهواره‌ام‌ ببر
مادر بيا كه ‌خواب‌ زچشمم ‌پريده‌ است‌

 

براي كسي كه مثل خون تو رگهامه

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 12:6 PM  توسط M . Aramian  | 

شقايق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب
 
مي گفت
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
 
به جان دلبرش افتاده بود- اما-
طبيبان گفته بودندش
اگر يک شاخه گل آرد
ازآن نوعي که من بودم
بگيرند ريشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
براي دلبرش آندم
شفا يابد
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
به روي من
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او مي رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا مي کرد
پس از چندي
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟
در اين صحرا که آبي نيست
به جانم هيچ تابي نيست
اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من
براي دلبرم هرگز
دوايي نيست
واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!
نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و
من در دست او بودم
وحالا من تمام هست او بودم
دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟
نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟
و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت
که ناگه
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه -
مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت
نشست و سينه را با سنگ خارايي
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد
بمان اي گل
که تو تاج سرم هستي
دواي دلبرم هستي
بمان اي گل
ومن ماندم
نشان عشق و شيدايي
و با اين رنگ و زيبايي
و نام من شقايق شد
گل هميشه عاشق شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 12:2 PM  توسط M . Aramian  | 

صدای پایی از انتهای کوچه می آیدکسی آرام مرا می خواند

بیا امشب ستاره بچینیم

آسمان منتظر است

و

دریا بی تاب

ابر سیاهی بر دلت خیمه زده می دانم

بیا

تا از ستاره ها برایت

فانوسی درست کنم دریایی

تا به حقیقت زلال چشمه برسی

که آن وقت تو دریایی

و بی نیاز

ای مسافر!!

حرکت کن

راه دراز است و پر خم

و تو کوله باری ازعشق داری

  همین  کافی است

که عشق مر کب سفر است

نه مقصد حرکت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 12:0 PM  توسط M . Aramian  | 

تنهایی

 

دير گاهي است در اين تنهايي
رنگ خاموشي در طرح لب است.
بانگي از دور مرا مي خواند ،
ليك پاهايم در قير شب است .
 
رخنه اي نيست در اين تاريكي :
در و ديوار بهم پيوسته .
سايه اي لغزد اگر روي زمين
نقش وهمي است ز بندي رسته .
 
نفس آدمها
سربسر افسرده ست .
روزگاري است در اين گوشۀ پژمرده هوا
هر نشاطي مرده ست .
 
دست جادويي شب
در به روي من و غم مي بندد .
مي كنم هر چه تلاش ،
او به من مي خندد .
 
نقش هايي كه كشيدم در روز ،
شب ز راه آمد و با دود اندود .
طرح هايي كه فكندم در شب ،
روز پيدا شد و با پنبه زدود .
 
ديرگاهي است كه چون من همه را
رنگ خاموشي در طرح لب است .
جنبشي نيست در اين خاموشي :
دست ها ، پاها در قير شب است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 11:54 AM  توسط M . Aramian  | 

سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز جزء سلام نتوني بگي

 

اولین بوسه آغاز نغمه ی زندگی است.نغمه ای که با چهار لب ادا شده و قلب  را سریر  سلطنت  و عشق را
پادشاه آن معرفی می کند.بوسه اولین
  گل  شاخه ی درخت زندگی است.
                                                                                        (جبران خلیل جبران)
 
روزی در کنار معبدی ایستاده بودم و از کسی
  که از آنجا می گذشت ماهیت  وراز" عشق" را جویا شدم.
"عشق"پرنده زیبایی است که تمنای اسارت دارد،ولی از آسیب گریزان است.
"عشق"شرابی است که عروسان صبحگاهی در سبوی ما میریزند

"عشق" تنها گلی است که بی کمک فضول رشد کرده و شکوفه می دهد.
"عشق"تنها در بستر روح است نه جسم.
"عشق"دانش الهی
  است که بینش  انسان ها را وسعت می بخشد.
شاید تاریکی،گیاهان و درختان را از دیده نهان دارد،اما هرگز نمی تواند "عشق" را از روح پنهان کند.
"عشق" حال ما را به گذشته وآینده پیوند می دهد.
کسانی که"عشق"آ«ها را رهرو خویش نمی داند،فراخوان عشق را هم نخواهند شنید.
"عشق" پدر ومادر من هستند،و هیچکس نمی داند که عشق ،آن دو را نجات داده است.
"عشق"آسایش تن در سکوت خاک و آرامش روح در عمق جاودانگی است.
 
                                                                          (  جبران خلیل جبران)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 11:53 AM  توسط M . Aramian  | 

دخترك خنده كنان گفت: كه چيست راز اين حلقه زر؟
راز اين حلقه كه انگشت مرا ، اين چنين تنگ گرفته است  به بر؟
راز اين حلقه كه در چهره او ، اين همه تابش و رخشندگي است
مرد حيران شد و گفت: حلقه خوشبختي است، حلقه زندگي است
همه گفتند : مبارك باشد،
دخترك گفت: دريغا كه مرا باز در معني آن شك باشد
سالها رفت و شبي زني افسرده نظر كرد بر آن حلقه زر
ديد در نقش فروزنده او ، روزهايي كه به اميد وفاي شوهر به هدر رفته ، هدر
زن پريشان شد و ناليد كه واي ، واي اين حلقه كه در چهره او
باز هم تابش و رخشندگي است، حلقه بردگي و بندگي
است

فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/15ساعت 11:51 AM  توسط M . Aramian  | 

    http://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونیhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنهhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
 
http://sweetscentoflove.blogfa.com/ 
 مهدی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/15ساعت 11:49 AM  توسط M . Aramian  | 

از ساعت مچی خود به عنوان یک قطب نما
 
استفاده کنید!
اگر دوست دارید از ساعت مچی خود به عنوان قطب نما هم استفاده کنید این مطلب مي تواند برای شما مفید واقع شود
برای این کار ابتدا همانطور که در شکل می بینید ساعت خود را روی کف دست خود قرار می دهید بطوریکه ساعت ۱۲ به سمت چپ باشد.حالا دست خود را چرخانده تا عقریه ساعت شمار رو به سمت خورشید قرار گیرد. اکنون مکانی بین عدد ساعت ۱۲ و عقربه ساعت شمار قطب جنوب را نشان می دهد. (مطابق شکل)

mt.hamtaraneh.com
 
نکته مهم: اگر شما در نیمکره جنوبی هستید مکان بین عقربه ساعت شمار و عدد ساعت ۱۲ قطب شمال را نشان می دهد.
با این کار شما به راحتی و تنها با داشتن یک عدد ساعت مچی و یک عدد خورشید ! قطب ها را می توانید تشخیص دهید.

منبع: سایت لایف هکر و
Wired
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 12:44 PM  توسط M . Aramian  | 

mt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.com 
mt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.commt.hamtaraneh.com
 
هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك
mt.hamtaraneh.com
 
mt.hamtaraneh.com
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 12:44 PM  توسط M . Aramian  |